|
|
483
: شمار بازدید
|
|
|
 |
مجموعه هاي تلويزيوني سيما بايدها و نبايدها
نقش رسانه ملي و تأثير آن بر فرهنگ و رفتار جامعه بر كسي پوشيده نيست و به همين جهت حضرت امام
نقش رسانه ملي و تأثير آن بر فرهنگ و رفتار جامعه بر كسي پوشيده نيست و به همين جهت حضرت امام (ره) رسانه ملي را دانشگاه جامعه بيان فرموده و بر نقش كليدي آن در تعليم و تربيت و افزايش سطح آگاهي مردم تأكيد نموده اند. عليرغم گسترش رسانه هاي مختلف همچنان برنامه هاي صدا و سيما پرمخاطب ترين رسانه در سطح جامعه هستند و اقشار مختلف حداقل ساعاتي از روز را با برنامه هاي رسانه ملي سپري مي نمايند. تلاش دست اندركاران رسانه ملي نيز در اين راستا بسيار شايسته و قابل تقدير است و ساخت مجموعه هاي تاريخي و فيلم هاي سرگرم كننده و سريال هاي پرمخاطب به همين شكل جزو زحمات بي دريغ مديران و كاركنان اين رسانه عظيم محسوب مي شود. ليكن در كنار نقاط قوت فراوان با بررسي برخي از اين مجموعه هاي تلويزيوني نقاط ضعفي نيز مشاهده مي شود كه چنانچه پس از بررسي هاي كارشناسي رفع گردد شاهد توليد مجموعه هاي قوي تر تلويزيوني خواهيم بود كه در ذيل به شرح برخي از اين مطالب مي پردازيم: 1- در اغلب سريال هاي تلويزيوني به مقوله كار و تلاش و فعاليت پرداخته نمي شود و عمدتاً شخصيت هاي سريال به عنوان افرادي با ثروت زياد نمايش داده مي شوند كه عده اي ديگر در تلاش براي تصاحب ثروت آنان هستند. با نيم نگاهي به مجموعه هاي خارجي متوجه خواهيم شد كه چه ميزان در سريال ها و فيلم هاي شرقي و غربي به اهميت تلاش و كار تأكيد مي شود و سعي مي كنند جوانان را به تلاش و خلاقيت و تفكر رهنمون سازند. 2- در بسياري از سريال ها نوعي از زندگي مرفه و لوكس نمايش داده مي شود كه علاوه بر تضاد آن با واقعيت موجود در جامعه موجب بروز نيازهاي كاذب بين مردم مي شود. به عنوان مثال نمايش منازل ويلائي وسيع كه داراي سونا و استخر و ساير وسايل رفاهي لوكس هستند و... 3- مسئله نماز عمدتاً در ساخت سريال ها به طور اساسي مورد توجه قرار نمي گيرد به غير از سريال هاي ماه مبارك رمضان كه در آنها به اين امر توجه شايسته اي مي شود در مابقي سريال ها آن هم در موارد معدود به امر نماز پرداخته مي شود و البته نوع اين پرداختن هم حائز اهميت است. معمولاً پدر و مادرهاي نمازخوان در فيلم وجود دارند و هنرپيشه هاي نقش اول و دوم ارتباطي با نماز برقرار نمي كنند. اين در حالي است كه در يك سريال و يا فيلم لحظات زيادي به صرف نهار و انجام تفريحات هنرپيشگان و ديالوگ هاي مرتبط پرداخته مي شود ولي بسيار كمتر از آن مقدار به اين امر مهم (نماز) پرداخته مي شود. 4- نقش آفريني و پرداختن بيش از حد به نقش زنان تا حدي كه نقش مردان در سريال ها به شكلي نمايش داده مي شود كه تحت الشعاع زناني قدرتمند و متفكر و بدون اشتباه تصور مي شوند و همواره در مقابل رفتارهاي پراشتباه هنرپيشه مرد يك زن بي نقص وجود دارد. اين نوع كم رنگ كردن نقش هر يك از جنسيت ها در سريال ها كه به هيچ عنوان با واقعيات موجود جامعه مطابقت ندارد در هر صورت كاركرد متعادل جنسيت ها را خدشه دار مي سازد. 5- در تبليغات تلويزيوني نيز بيشترين سهم تبليغات به مشاغل خدماتي و بانك ها و موادغذايي اختصاص دارد و تقريباً ردپايي از تبليغاتي صنعتي مشاهده و تبليغ توليد صنعتي و كشاورزي نمي شود. 6- استفاده ناكافي از پرچم و سمبل هاي ديني - ملي از جمله نواقصي است كه به آن مي توان اشاره كرد. در حالي كه كشورهاي ديگر به هر شكل در مجموعه هاي تلويزيوني از نمادها و پرچم خود به دفعات استفاده مي نمايند. متأسفانه اين امر در رسانه ملي كمتر به چشم مي خورد. نمايش آثار مذهبي و ملي و پرچم كشورمان در سريال ها اقدامي ارزشمند در راستاي افزايش غرور ملي ايرانيان است. 7- تسخير اغلب شبكه هاي صدا و سيما توسط فوتبال و برنامه هاي تجزيه و تحليل آن و نمايش فوتبال هاي داخلي و خارجي از جمله نقاط ضعف سيما مي باشد و اين حجم پرداختن به فوتبال تقريباً به شكل يك نياز واقعي جلوه داده شده است. 8- عدم تفكيك سني در سريال ها و فيلم ها به نحوي كه مخاطبين كم سن و سال با تماشاي برخي از مجموعه ها دچار اختلالات رفتاري و رواني مي شوند. 9- پايان عجولانه و مبهم اغلب سريال ها به نحوي كه از ابتداي سريال يا فيلم به تمامي جوانب و حواشي پرداخته مي شود ولي ناگهان در قسمت پاياني همه چيز خيلي سريع جمع بندي و به اتمام مي رسد. 10- رو در رو نشان دادن نسل ها و تقابل و تضاد بين نسلي نيز از جمله ضعف هاي مجموعه هاي تلويزيوني است. بدين شكل كه اغلب نقش اول سريال در تضادي همه جانبه به تقابل با نسل اول پرداخته و به جاي تعامل و انتقال صحيح فرهنگي و آموزش اين مهم متأسفانه به تضادها پرداخته مي شود. بهتر است كه جهت فرهنگ سازي صحيح در فيلم ها به يادگيري و انتقال تجارب نسل اول از سوي نسل بعدي توجه بيشتري صورت گيرد. در نهايت اينكه گرايش مناسب جامعه نسبت به مجموعه هاي تلويزيوني و پرمخاطب بودن آنها فرصتي است جهت بيان مشكلات فرهنگي و اجتماعي و راهگشايي حل اين مشكلات با زبان هنر و فيلم و چنانچه نقش آموزشي در كليه مجموعه ها حتي مجموعه هاي طنز مدنظر باشد (همانگونه كه در سريال اخير مسافران به خوبي به اين مطلب پرداخته شده) در حقيقت رسانه ملي آن گاه نقش مولد خود را در فرهنگ عمومي همچنان حفظ خواهد نمود.
نويسنده:محمدعلي عباس زاده
|