شنبه30 ارديبهشت 1391
  • نشریه الکترونیک :
  • خبرنامه :
  
  • آمار بازدیدکنندگان:
  • تا امروز :
  • 388270
  • پربازدیدترین :
  • 90/07/11
  • امروز :
  • 972
  • دیروز :
  • 1243
  • عکس روز :
  •  
  • جستجو
  •  
  • تبلیغات :
  •  
  • کلمات قصار :
  •  
  • جهانی شدن و سیاستهای فرهنگی جهان سوم:

ببند
نام :  
ايميل گیرنده:
  
پیغام    
 
233 : شمار بازدید
فرستادن به دوستان

جهانی شدن و سیاستهای فرهنگی جهان سوم

جهان سوم و جهانی شدن دو واژه متداول در عرصه روابط بین الملل هستند با این تفاوت که یکی واژه ای قدیمی و دیگری امروزی تر می نماید. ابتدا لازم است توضیحی مختصر از این دو واژه داده شود.

اصطلاح جهان سوم :  (THIRD WORLD)

این اصطلاح برای نخستین بار در سال 1952 از سوی یک اقتصاد دان به نام آلفرد سووی بکار گرفته شد. وی در این تعریف از جهان سوم که بیشتر جنبه های اقتصادی را مد نظر داشت تا ایدئولوژیک، جهان سوم را شامل کشورهای آفریقایی، آسیایی و آمریکای لاتین در مقابل کشورهای غرب و شمال اروپا و آمریکای شمالی می دانست.

راجع به اصطلاح جهان سوم دو برداشت متفاوت وجود دارد که به ذکر آنها می پردازیم.

1- برداشت جغرافیایی : این برداشت بیشتر بعد مکانی دارد و سرزمینهایی را شامل می شود که معمولا" آسیایی، آمریکای لاتین و آفریقایی هستند که پس از جنگ جهانی دوم به استقلال رسیده بودند. وجه تمایز در تقسیم بندی این کشورها، وجود اقشار فقیر است که در عمل باعث نادیده گرفتن ثروتمندان و طبقات مرفه اینگونه کشورهاست، در حالیکه در این دسته بندی، کشورهایی وجود داشتند که از درآمد سرانه بالایی برخوردار بودند و تنها در مقابل کشورهایی فقیر محسوب می شدند که با درآمد سرانه کمتر جزء کشورهایی بودند که فقر در آنها وجود نداشت.

2- برداشت ایدئولوژیکی: این برداشت از جهان سوم بر استثمار، توسعه نیافتگی ناشی از استعمار امپریالیسم، وابستگی به نظام سرمایه داری حاکم و فقدان تکنولوژی تاکید می کند و تفاوتی قائل نمی شود که این شرایط در کجای جهان وجود دارد. لازم به ذکر است  که برخی از رهبران جهان سوم از این برداشت  جهت عدم تعهد سیاسی به غرب یا شرق که در اختلافات جنگ سرد وجود داشت، استفاده می کردند.

 

اصطلاح جهانی شدن:  (GLOBALIZATION) 

امروزه کمتر حوزه سیاسی، اقتصادی و فرهنکی را می توان یافت که از جهانی شدن تاثیر نپذیرفته باشد. این مفهوم برای نخستین بار در حیطه اقتصاد و در کنفرانس برتن و در بعد از جنگ جهانی دوم مطرح شد. صندوق بین المللی پول، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی از نمودهای بارز جهانی شدن محسوب می شود. در این خصوص آنتونی مک گرو یکی از نظریه پردازان اقتصادی می گوید: جهانی شدن عبارت است از برقراری روابط متنوع و متقابل بین دولتها و جوامع که به ایجاد نظام جهانی کنونی انجامیده است و نیز فرایندی که از طریق آن حوادث، تصمیمات و فعالیتها در یک بخش از جهان می تواند پیامدهای مهمی برای سایر افراد و جوامع در سایر بخشهای کره زمین داشته باشد. البته مباحثی هم در حوزه ارتباطات در رسانه ها مطرح شد که ابتدا جنبه فرهنگی داشت، اما بعدها دارای نگاهی اقتصادی شد.

یکی از جنبه ها و محورهای اساسی جهانی شدن علاوه بر حوزه های اقتصاد، سیاست و زیست محیطی، بعد فرهنگی آن است. امروزه جریان توریسم، مهاجرت انسانها و رسانه های جمعی به پیوستگی فزاینده فرهنگی انجامیده است. در این بین آنچه اهمیت دارد توجه به این نکته است که جهانی شدن فرهنگی به معنای گرایش به حاکمیت یک فرهنگ واحد جهانی نیست بلکه به معنای جهانی شدن فرهنگها است که توام با روندهای محلی است.

 

جهانی شدن یا جهانی سازی؟

با اینکه واژه جهانی شدن امروزه مقبولیتی عام در نزد جهانیان یافته است اما برخی صاحبنظران معتقدند که در ذیل آن دو جریان متفاوت در حال رخ دادن است. یکی جهانی شدن است که آن را یک فرایند می نامند و دیگری جهانی سازی است که از آن به عنوان یک پروژه یاد می کنند و آن را برنامه ای سیاسی که کشورهای مرکز برای کشورهای توسعه نیافته تدارک دیده اند، می دانند. در واقع باید قبول کرد که جهانی شدن یک واقعیت است و کشورهای پیرامون نمی توانند از آن کنار بکشند، اما سخن اصلی این است که چگونه کشورهای پیرامون به این جریان بپیوندند.

 

جهانی شدن فرهنگ:

حال با توجه به برداشت ما از فرهنگ می توان این سوال را مطرح کرد که مراد از جهانی شدن فرهنگ چیست؟ در پاسخ به این سوال می توان برداشتهای متفاوتی را مطرح کرد. یک برداشت جهانی شدن فرهنگ را به این معنی می داند که در اثر رشد بی سابقه رسانه های ارتباط جمعی و تکنولوژی اطلاعات؛ یک نوع به هم پیوستگی فزاینده فرهنگی در سراسر جهان بوجود آمده است و جوامع نسبت به هویت و فرهنگ و هنجارهای دیگران بیشتر از هر زمان دیگر دسترسی دارند. در مقابل گرایشی هم وجود دارد که در مغایرت کامل با این نگرش است. با توجه به این توضیحات سه تفسیر از جهانی شدن فرهنگ می توان ارائه کرد:

الف) استفاده از شبکه های اطلاعاتی و فرهنگی جهت بین المللی کردن فرهنگهای ملی، قومی و مذهبی.

در این تلقی، شبکه های اطلاعاتی ابزاری است که فرهنگهای ملی و محلی را بین المللی کرده و آن را در اختیار جوامع جهانی قرار می دهد. در این حالت جهانی شدن فرهنگ به سوی جهان چند فرهنگی حرکت می کند و شرایط بوجود آمده این فرصت را به فرهنگ های ملی، مذهبی و قومی می دهد که مخاطبان خود را افزایش دهند.

ب) گسترش جهانی فرهنگهای مسلط از طریق بازارهای جهانی.

در این تفسیر جهانی شدن مترادف با امپریالیسم فرهنگی قلمداد شده است و جهانی شدن فرهنگ به معنی حرکت به سوی الگوی فرهنگی واحد و یکپارچگی فرهنگی جهان می باشد.

ج) همگونی و بین المللی شدن فرهنگی طبق ارزشهای ملل توسعه یافته.

در این برداشت جهانی شدن فرهنگ الزاما" به مفهوم گسترش فرهنگ مسلط نیست اما به صورت طبیعی روند ایجاد شده به استیلای فرهنگی ملل توسعه یافته و عقب نشینی دیگر فرهنگها می انجامد.

در مجموع، تعاریف جهانی شدن فرهنگ نیز مانند سایر ابعاد جهانی شدن برآیندی از دو نگاه خوش بینانه و بد بینانه به این مقوله است. در نگاه خوش بینانه، جهانی شدن فرهنگ به معنی بین المللی شدن فرهنگ های ملی و محلی است که معادل کثرت گرایی فرهنگی است در حالیکه در نگاه بد بینانه به جهانی شدن فرهنگ، به هژمون شدن و استیلای فرهنگی جوامع توسعه یافته اشاره می کند.  

 

جهانی شدن، تهدیدها و فرصتها:

تهدید ها : بسیاری از نویسندگان مهمترین تهدید جهانی شدن را پیرامونی کردن جهان با توجه به مرکزیت سرمایه داری تعداد کوچکی از کشورهای سرمایه داری اصلی و افزایش فاصله میان مرکز و پیرامون دانسته اند. عماد افروغ نماینده دور هفتم مجلس در این خصوص نظر خود را اینگونه بیان می کند : « پذیرش پیرامونی شدن ضمن استحاله گرایی فرهنگی، مسیر را برای گسترش نفوذ سیاسی و فرهنگی نظام سرمایه داری هموار می کند که در عمل مصادف با جهانی شدن اقتصاد لیبرالی و زوال اقتصاد ملی کشورهای پیرامون و ایجاد فرصتهای سرمایه گذاری مالی و صنعتی برای نظام سرمایه داری است. »

فرصتها :  علیرغم اینکه جهانی شدن تهدیداتی را متوجه کشورهای جهان سوم نموده است اما نباید از قابلیتهای آن نیز غافل شد. جهانی شدن ظرفیتهایی را ایجاد کرده است که می توان برای انتقال پیام از آن استفاده کرد. جهانی شدن به نحوی حامل همگرایی، تکثر گرایی، وفاق و ایجاد هویت عام و مشترکی است که موجب کاهش تنش های قومی، مذهبی و دینی می گردد و در مواردی باعث شناختن نقاط ضعف و قوت فرهنگی می شود که به تقویت هویت ملی منتهی می شود. در ابعاد دیگر نیز می توان گفت جهانی شدن باعث می شود که کشورهای جهان سوم از دستاوردهای اقتصادی  و سیاسی و اجتماعی سایر ملل جهان به سود خود استفاده کنند.

 

سیاستهای فرهنگی کشورهای جهان سوم:

راجع به سیاستهای فرهنگی کشورهای جهان سوم می توان گفت که این کشورها در برابر چالشها و فرصتهای فزاینده جهانی شدن می بایست سیاستهای فرهنگی را اتخاذ کنند که حد اکثر استفاده را از آن بنمایند و در مقابل از تهدیدهایی که فرا روی آنهاست کمتر آسیب ببینند. اما نکته اساسی این است که کشورهای جهان سوم با توجه به وضعیت خاصی که دارند، نتوانسته اند سیاست فرهنگی مطلوبی را در قبال جهانی شدن اتخاذ نمایند، زیرا در این کشورها هیچگونه توافقی بر ارزشهای فرهنگی وجود ندارد و لذا نمی توان انتظار داشت که این کشورها یک سیاست فرهنگی منسجم و هم سویی را در برابر امواج جهانی شدن بدست آورند. اما در سطح ملی می توان گفت که هر یک از این کشورها با توجه به نیازها و الویتهای فرهنگی خود، سیاست فرهنگی خاصی را می توانند در پیش گیرند.

بطور کل در یک تقسیم بندی کلان، سه دسته از کشورهای جهان سوم را در برابر امواج جهانی شدن فرهنگی می توانیم دسته بندی نماییم.

الف – کشورهای ایدئولوژیکی دینی . این کشورها معمولاً جهانی شدن را یک تهدید بالقوه قلمداد می کنند و اولویتهای فرهنگی اینگونه کشورها حکم می کند که در برابر بسیاری از ارزشهای جهانی ایستادگی و مقاومت نمایند.

ب - کشورهایی که خواهان پیوستن بی قید وشرط به فرایند جهانی شدن هستند. این کشورها به نحوی مجذوب ارزشهای غربی هستند و برای رسیدن به این ارزشها از هر طریق ممکن تلاش می کنند.

ج – کشورهای نسبتاً سوسیالیستی که خواهان بلوک بندی منطقه ای در برابر این موج جهانی شدن هستند.

 

منابع :

 

1- سلیمی، حسین، (1384)، نظریه های گوناگون در باره جهانی شدن، تهران: سمت

2- هلد، دیوید و مک گرو، آنتونی، (1382)، ترجمه عرفان صابتی، جهانی شدن و مخالفان آن، تهران: ققنوس

3- توکلی، مهران، (1385)، استعمار، استعمارگری، استعمار زدایی و جهان سوم، تهران: نی چاپ

4- ساعی، احمد، (1384)، توسعه در مکاتب متعارض، تهران: قومس

5- گل محمدی، احمد، (1380)، جهانی شدن و هویت خاص گرایی فرهنگی در جهان معاصر، تهران: دانشگاه تهران

6- الهی، همایون، (1371)، امپریالیسم و عقب ماندگی، تهران، قومس